حسن بيگلرى

205

سر البيان في علم القرآن ( فارسى )

اشباع و عدم اشباع هاء ضمير اشباع - يعنى سير نمودن و در اصطلاح تجويد ، سير كردن حركت است بقسمى كه در ضمنه به صورت « واو » و در كسره مانند « ياء » و در فتحه به صورت « الف » ادا شود مانند : مالَهُ - سَمِعَهُ كه مالهو - سمعهي خوانده مىشود - اشباع را صله نيز نامند . بدون اشباع - يعنى خواندن با همان حركت اصلى مانند : منّه . ضمير - اسم معرفه ايست كه جانشين اسم ديگر گردد و براى رفع تكرار آن آيد و بر متكلم يا مخاطب و يا غائب دلالت كند و بر دو قسم است : متصل - منفصل مانند منه - هو كه حرف آخر كلمهء اول ضمير متصل مفرد مذكر غائب است و كلمهء دوم ضمير منفصل مىباشد . بطوريكه در مبحث صفات عارضى حروف بيان شده حرف « ه » داراى صفت خفاء است و هنگام اداى آن از شدت سبكى به نظر ميرسد كه مخفى ميگردد بدين سبب هاء ضمير را در مواضعى كه ما قبل و ما بعدش متحرك باشد بشرح زير باشباع خوانند تا اين صفت از حرف مزبور سلب نگردد و مخفى نشود و در غير اين صورت بدون اشباع « قصر » ادا ميگردد . اول اشباع - هر گاه ما قبل و ما بعد هاء ضمير هر دو متحرك باشد ، ضمه و يا كسرهء آن در حال وصل ، بصداى واوى و يائى خوانده مىشود يعنى هاء ضمير مضموم به صورت واو و مكسور ، به صورت باء تلفظ ميگردد كه آن را مضموم و مكسور با اشباع نامند و در اين حالت اگر ما قبل هاء ضمير ، مفتوح يا مضموم باشد هاء ضمير ، مضموم است و چنانچه مكسور باشد هاء ضمير نيز مكسور است . مضموم با اشباع مانند : إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ - مالُهُ وَ وَلَدُهُ - وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ - يا من اسمه دواء كه « إنّهو - مالهو - أهلهو - من اسمهو » تلفظ ميشوند . مكسور با اشباع مانند : سمعه و بصره غشاوة كه « سمعهي و بصرهي » ادا ميگردند .